اولين روز مهد كودك
پسر گلم امروز اولين روزي ست كه مجبور شدي به مهد بري عزيزم تا الان كه به اين سن رسيدي واست پرستار گرفته بودم ولي بخاطر جابجايي خونمون و محل زندگيمون مجبور شديم كه بفرستيمت مهد كودك. صبح وقتي من و بابات وسايلت رو به مربي تحويل داديم خيلي برات ناراحتي كرديم آخه نمي دونم اونجا بهت خوش مي گذره يا نه ولي وقتي باهات تلفني حرف زدم فهميدم كه دوست پيدا كردي .الهي كه قربون پسر خونگرمم برم.ماماني اميدورام منو درك كني كه مجبور شدم بفرستمت مهد ولي بهت قول ميدم تا 2 سال آينده ديگه سر كار نرم و بمونم پيش پسر خوشكلم.الهي هر جا هستي شاد باشي عزيزم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولين روز مهد كودك
